رفیقم
عزیزم
من
با همه این طول و عرض
کارآفرین شدم
تا
پول نگیرم
از بزرگترم
...
...
درک کن!
برچسب:
نویسنده: سینا شریفی
بسادگی
در انتهای مستی
خودت را در آغوش بگیر
گرگ
در آینه
که هیچ
آغوشی
گرمی این وصال را
ندارد...
پ.ن: دکتر،خطبه رو بخون...
برچسب:
نویسنده: سینا شریفی
با قدرت مذاکره ای
که به لطافت معرفت آغشتهگشته است
به لذت یکرفاقت
با همه حمید های زخمخورده جهان
که برای درد دل
نیاز به نقاب ندارند...
پ.ن: آیا آن شش ثانیه داغ با هیچ دلبرکی لذت بی بدیل رفاقت را داشته است؟
برچسب:
نویسنده: سینا شریفی
مهمن
دور و بریات
خیلی مهمن
حالا که دیگه از روی کیفیت دارکوبی
یا انحنای فیبوناچی کمر
دور و بریاتو انتخاب نمیکنی
چشماتو باز کن
...
پ.ن:بعد فرمانده، نوبت حاج محسنه ینی؟
برچسب:
نویسنده: سینا شریفی
اگه کل این قصه
که پونزده میلیارد پاش گذاشتم
تفسیر تخمی طرد و تنهایی و هورمون بود
که
لانا رودز
با پونزده مگ
حلش میکنه...!
پ.ن: دوستت دارم گرگ...
برچسب:
نویسنده: سینا شریفی
هم تجربه کاین روبروی آلستومو داری
و هم تجربه انفجار بازار MBA رو
نه شاد میشی از شصت تا پروژه دراسفند
ونه غمگین از هیچش
اما...
گرگوقت پروازه دیگه لعنتی...
پ.ن: خدایا کمکم کن!
برچسب:
نویسنده: سینا شریفی
که نهایتا باعث اسهالت میشد
کل دستاورد عمر منو به اسهال کشید
تا یاد بگیرم
هیچوقت
نباید
قدرت
تخریب
یک زن رو
دستکم گرفت...
پ.ن: و آهو و قاصدک و انگشتر و سوغاتی بهونه بود دوستم، نقش تو از ثانیه اولی که با اون مدل موی بچگونه ات جلوم سبز شدی، ویران کردن همه من بود!
پ.ن2: هیچوقت وجود اعترافش رو نداشتم بچه، ولی باید بدونی که معمار همه آینده من، همین ویرانی خواهد بود که از تو تا ابد بیادگار دارم...
برچسب:
نویسنده: سینا شریفی
به جایی که لمس میشی
نسبت به همه چی
پ.ن:هیچی
برچسب:
نویسنده: سینا شریفی
پ.ن: بکن بنداز دور این یک لعنتیو...
برچسب:
نویسنده: سینا شریفی
قابل فراموشی نیستند
مخصوصا
در شب
زمستان
سوز
وغربت...
پ.ن:دلم برای همتون تنگه!
برچسب:
نویسنده: سینا شریفی